خشکسالی

تو از دستای من رفتی نه از دستم که خالی بود
تو فال بی بهار من همیشه خشکسالی بود

از اون وقتی خداحافظ سلام آخری رو کشت
فقط دلخوش به اینم که چشای تو یه حالی بود

محسن غیاثی | ۲۹ آبان ۱۳۹۰

شرایط بد جوی

آسمان همه جا یک رنگ است اما

گروهی زیر سقف زندگی می‌کنند، به زوزه‌ی باد می‌خندند و باران را از پشت پنجره فنجان بدست تماشا می‌کنند…

شرایط بد جوی سهم ماست! خبری تکراری که هر ساعت با دلشوره مخابره می‌شود…

محسن غیاثی | ۲۵ آبان ۱۳۹۰

مستقیم

گاهی وقتها دلم مثل سگ تنگ می‌شود برای روزهایی که دلخوشیم آهنگ کلام تو بود…

این روزها تنها صدایی که در گوشم می‌پیچد تکرار ترمزهای خداست کنار گناهان تطهیر شده، مخلوط با شکل مبهمی از “مستقیم”

محسن غیاثی | ۱۲ آبان ۱۳۹۰

مرد خودکامه…

تقصیر آزادی، تقصیر حرفامه…
.
.
.
.
.
زن بودی، پر احساس… من؟ مرد خودکامه…

محسن غیاثی | ۹ مهر ۱۳۹۰

تقویم نژادپرست

نژادپرست‌ترین موجود تاریخ کسی جز تقویم نیست. روزهای بدبخت تکراری را تنها به گناه رنگی بودن چهار فصل نامیده و مثل خوره به جان میز و دیوار و دستکتاپمان افتاده است… ۲ روز از پاییز ۹۰ میگذرد و آنچه حس کرده‌ایم جمعه‌ای دلگیر و شنبه‌ای بی‌روح بوده از جنس روزهای نحس گذشته…
.

.

.

.

خبر علمی: تبریک پاییز و اس ام اس پیش‌بینی فوتبال تا دقیقه‌ی ۸۰، عامل نفخ اپراتورهای عوضی اعلام شدند!

محسن غیاثی | ۲ مهر ۱۳۹۰
فیس‌بوک  یاهو  گوگل  مشترک فید وبلاگ بشین  تویتر